به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طنین البرز، در سالهای اخیر، روایت پیشرفت و موفقیت بانوان ایرانی به یکی از مهمترین عرصههای بازنمایی اجتماعی انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ روایتی که فراتر از آمار، شعار و کلیشههای رایج، در دل تجربههای زیسته زنان این سرزمین شکل گرفته و بهروشنی نشان میدهد چگونه زن ایرانی توانسته در متن تحولات سیاسی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و اقتصادی کشور، نقشآفرینی مؤثر و تعیینکننده داشته باشد.
این روایت، بازتاب واقعیتی است که از نخستین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز امتداد یافته و تصویری زنده و پویا از زن ایرانی ارائه میدهد؛ زنی که نه در حاشیه، بلکه در متن پیشرفت و تحولات جامعه حضور داشته است. برخلاف تصویرسازیهای تقلیلگرایانه و بعضاً مغرضانه رسانههای غربی که زن ایرانی را یا منزوی و محدود نشان میدهند یا او را فاقد نقش اجتماعی مؤثر معرفی میکنند، واقعیت میدانی جامعه ایران حکایت از زنانی دارد که همزمان با حفظ هویت دینی، باورهای فرهنگی و پیوندهای عمیق خانوادگی، در عرصههای تخصصی و مدیریتی، کارآفرینی، علم و فناوری، آموزش، فرهنگ، رسانه و فعالیتهای اجتماعی حضوری فعال، اثرگذار و الهامبخش داشتهاند.
زنانی که مسیر موفقیت را نه با تقلید از الگوهای وارداتی، بلکه با تکیه بر ظرفیتهای بومی، ایمان، خودباوری و تلاش مستمر پیمودهاند. در این میان، زنان ایرانی از نخستین روزهای نهضت اسلامی تا به امروز، حضوری آگاهانه، مؤثر و جریانساز داشتهاند؛ حضوری که هم در میدانهای اجتماعی و فرهنگی و هم در نهاد خانواده، منشأ تحولات عمیق و پایدار بوده است. این حضور، نشاندهنده الگویی متفاوت از پیشرفت زن است؛ الگویی که در آن، رشد فردی و اجتماعی در تعارض با نقشآفرینی خانوادگی تعریف نمیشود، بلکه این دو در کنار یکدیگر معنا مییابند و یکدیگر را تقویت میکنند.
این گزارش با تمرکز بر روایت بانوان موفق ایرانی، تلاش دارد فراتر از معرفی چند چهره شاخص، به بازخوانی یک جریان اجتماعی بپردازد؛ جریانی که طی چهار دهه گذشته، زنان ایران را از نقشهای محدود و کلیشهای عبور داده و به کنشگرانی فعال در مسیر پیشرفت کشور تبدیل کرده است. رویکردی که با تأکید بر مشارکت فعال و روایتمحور، زمینه بازخوانی نقش زنان در تداوم گفتمان انقلاب را فراهم میسازد و نشان میدهد زن ایرانی چگونه توانسته همزمان پرچمدار هویت، پیشرفت و مسئولیت اجتماعی باشد.
روایتی که در ادامه میآید، تلاشی است برای ترسیم تصویری واقعی، مستند و الهامبخش از زنان ایرانی؛ تصویری که نهتنها پاسخ روشنی به روایتهای تحریفشده بیرونی است، بلکه میتواند برای نسل جوان، بهویژه دختران ایرانی، الگویی قابلاتکا و امیدآفرین در مسیر آیندهسازی کشور باشد. این گزارش میکوشد تصویری واقعی از مسیرهایی ارائه دهد که زنان کشور در چهار دهه گذشته پیمودهاند؛ مسیری که از دل محدودیتها و چالشها عبور کرده و به فرصتسازی، خودباوری و نقشآفرینی اجتماعی منتهی شده است.
پرداختن به این تجربهها، نه صرفاً بازخوانی کارنامه فردی چند چهره شاخص، بلکه تبیین یک الگوی بومی از پیشرفت زن ایرانی است؛ الگویی که نشان میدهد توسعه و بالندگی، الزاماً در تقابل با هویت دینی و فرهنگی تعریف نمیشود. در این چارچوب، روایت بانوان موفق ایرانی، رویکردی است که با تأکید بر مشارکت فعال و روایتمحور، زمینه بازخوانی نقش زنان در تداوم گفتمان انقلاب را فراهم میسازد؛ گفتمانی که زن را نه در حاشیه، بلکه در متن جامعه و تحولات آن میبیند.
در میان روایتهای معاصر از پیشرفت زنان ایرانی، نامهایی دیده میشود که نهتنها مرزهای سن و سال، بلکه کلیشههای رایج درباره مسیر علم، دین و زن بودن را جابهجا کردهاند. مائده جعفری یکی از همین نامهاست؛ بانویی که زندگیاش از چهار سالگی با قرآن کریم عجین شد و این آغاز زودهنگام، به مسیری منتهی شد که امروز او را در جایگاه یک استاد دانشگاه، پژوهشگر علوم قرآنی و الگوی موفق زنان ایرانی قرار داده است. او با تشویق و هدایت والدینی که هر دو معلم دینی و قرآنی بودند، وارد مسیر قرآن شد.
پدرش دارای دکترای فقه و حقوق و استاد عربی و فلسفه است و مادرش قاری قرآن؛ ترکیبی کمنظیر از علم، تدین و آموزش که فضای خانواده را به بستری زنده برای رشد قرآنی تبدیل کرده بود. در چنین فضایی، قرآن نه یک برنامه فوقالعاده، بلکه بخشی طبیعی از زندگی روزمره بود. مائده از همان سالهای ابتدایی، آیات قرآن را بهصورت موضوعی حفظ میکرد؛ روشی که فراتر از حفظ صرف، به درک مفاهیم و ارتباط معنایی آیات توجه دارد و پس از یکی دو سال فعالیت به این شیوه، وارد کلاسهای جامعهالقرآن شد.
از آن پس وی آموزش خود را با روش استاد طباطبایی، حافظ کل قرآنی که خود در چهار سالگی به این مرتبه رسیده بود ادامه داد. تشویقهای مداوم والدین، بهویژه در سنی که بسیاری از کودکان هنوز با مفاهیم آموزشی آشنا نشدهاند، نقش تعیینکنندهای در استمرار این مسیر داشت. فرآیند حفظ کل قرآن برای مائده جعفری، در مجموع 6 سال به طول انجامید؛ سالهایی که با دوران ابتدایی و بخشی از مقطع راهنمایی همزمان بود. او در این مدت، موفق شد کل قرآن را بهصورت ترتیبی نیز به حافظه بسپارد.
این مسیر، تنها محدود به کلاسها نبود، بلکه فضای خانه نیز به یک محیط آموزشی فعال تبدیل شده بود. والدین، بهطور منظم از او پرسشهای قرآنی میپرسیدند و او در کنار حضور در کلاس اساتید برجسته، از راهنماییهای علمی پدر و مادرش بهره میبرد. مادرش همواره جملهای را تکرار میکرد که به یکی از اصول فکری مائده جعفری تبدیل شد: «اگر از هر استاد، فقط یک نکته هم یاد بگیری، کافی است.» همین نگاه، باعث شد او در هر محفل علمی، با ذهنی جستوجوگر و قدرشناس حاضر شود و از هر استاد، بهرهای ماندگار ببرد.
مائده در دوران دبیرستان، رشته تجربی را انتخاب کرد و از نظر تحصیلی نیز عملکرد موفقی داشت؛ اما قرآن، مسیر زندگی او را به شکلی متفاوت رقم زد. امتیازاتی که برای حافظان کل قرآن در نظر گرفته شده بود و آزمونهایی که از سوی سازمان سنجش برگزار میشد، فرصتی ویژه در اختیار او قرار داد. پس از قبولی در این آزمونها، مدرک کارشناسی علوم قرآن و حدیث از سوی دانشگاه تهران به او اعطا شد و در 18 سالگی مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد؛ سنی که بسیاری تازه در آغاز راه دانشگاه هستند.
وی در همان سال در کنکور شرکت کرد و بلافاصله وارد مقطع کارشناسی ارشد شد. حضور او در کلاسهای دانشگاه، تصویری متفاوت از یک دانشجوی معمولی بود؛ جوانترین دانشجو در میان همکلاسیهایی که دستکم 20 سال از او بزرگتر بودند. این فاصله سنی، نه مانع، بلکه فرصتی برای رشد فکری و علمی او شد، بهویژه آنکه از محضر اساتید برجسته و تأثیرگذار دانشگاه بهره میبرد. در 20 سالگی، حاصل این سالها تلاش علمی و انس قرآنی، به نگارش کتابی با عنوان «تفسیر تحقیقی سوره شوری» انجامید؛ اثری که با ارائه یکی از روشهای نوین در آشنایی با سورههای قرآن، موردتوجه قرار گرفت.
در همان سن، وارد مقطع دکتری علوم قرآن و حدیث شد و بار دیگر، نام خود را در میان جوانترین دانشجویان این مقطع ثبت کرد. مسیر دکتری نیز با شتاب علمی قابلتوجهی طی شد. چاپ دو مقاله علمی و دفاع موفق از رساله دکتری، در نهایت باعث شد مائده جعفری در سن 24 سالگی مدرک دکتری خود را دریافت کند؛ موفقیتی کمنظیر که او را به یکی از جوانترین دارندگان مدرک دکتری در این رشته تبدیل کرد. نکته قابلتوجه آنکه فعالیت آموزشی او، حتی پیش از پایان دکتری آغاز شد.
در 20 سالگی و درحالیکه ترم اول دکتری را میگذراند، به پیشنهاد اساتید دانشگاه، تدریس در دانشگاه را شروع کرد. اکنون نزدیک به 10 سال است که در دانشگاه به تدریس مشغول است و بهعنوان عضو هیئتعلمی وابسته دانشگاه آزاد کرج در گروه معارف فعالیت میکند. فعالیتهای مائده جعفری، تنها به محیط دانشگاه محدود نمانده است، او در برنامههای متعددی از شبکه قرآن سیما حضور داشته است؛ از جمله برنامه «چشمروشنی» که مستندی از زندگی او تهیه کرد و برنامه «دردانه».
درعینحال، برنامه «قرآنی ستارهها» یکی از شاخصترین تجربههای رسانهای او به شمار میرود؛ برنامهای طولانیمدت که به معرفی چهرههای برجسته قرآنی کشور میپرداخت و در قالب آن، یک ساعت مستند از زندگی شخصی و خانوادگی او در منزلشان ضبط و پخش شد. مسیر قرآنی در خانواده جعفری، مسیری مشترک است. او خواهری بزرگتر دارد که به برکت قرآن، حافظ کل قرآن بوده و این پیوند خانوادگی با قرآن، نشاندهنده تأثیر عمیق تربیت دینی در شکلگیری سرمایههای انسانی کشور است.
در حوزه مسابقات و افتخارات، کارنامه مائده جعفری سرشار از رتبههای برتر است. تازهترین افتخار او، کسب رتبه اول اساتید دانشگاههای سراسر کشور در رشته حفظ کل قرآن در مسابقات کشوری است؛ مسابقاتی معتبر که هر سال برگزار میشود و سطح علمی و قرآنی اساتید دانشگاه را به محک میگذارد. روایت زندگی مائده جعفری، تنها داستان یک موفقیت فردی نیست؛ بلکه نمادی روشن از پیشرفت زن ایرانی است که نشان میدهد پیوند میان قرآن، علم، خانواده و پشتکار، میتواند مسیری متفاوت و الهامبخش خلق کند.
انتهای پیام/






















