به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طنین البرز، «صدیقه صباغیان»، فعال رسانهای در یادداشتی آورده است: در فضای پیچیده و پرتنش نظام بینالملل، جایی که تصمیمات سیاسی بیش از آنکه بر واقعیتهای میدانی و حقوقی استوار باشند، تابع محاسبات قدرت، فشار و جنگ روایتها هستند، اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را باید فراتر از یک تصمیم حقوقی و در چارچوب یک پروژه سیاسی ـ روانی تحلیل کرد که این اقدام، نه حاصل اجماع بینالمللی و نه مبتنی بر مستندات عینی، بلکه بخشی از راهبرد فشار حداکثری و تلاش ناکام واشنگتن برای تغییر محاسبات جمهوری اسلامی ایران است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی برخاسته از متن مردم و مولود انقلاب اسلامی است که از نخستین روزهای شکلگیری، مأموریت دفاع از استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور را بر عهده داشته است. کارنامه میدانی این نهاد، بهویژه در مقابله با تروریسم سازمانیافته و جریانهای تکفیری نظیر داعش، گواهی روشن بر ماهیت ضدتروریستی آن است؛ واقعیتی که حتی بسیاری از ناظران و مقامات امنیتی منطقهای و بینالمللی نیز ناگزیر به اذعان به آن شدهاند.
از همین رو، قرار دادن چنین نهادی در فهرستهای ساختگی تروریستی، بیش از آنکه افشاگر ماهیت سپاه باشد، پرده از رویکرد دوگانه و سیاستزده اروپا در مواجهه با مفهوم «تروریسم» برمیدارد. این تصمیم را باید در ادامه ناتوانی آمریکا در مواجهه مستقیم با قدرت فزاینده محور مقاومت و نقش بازدارنده سپاه در معادلات منطقهای دانست. زمانی که ابزارهای نظامی، تحریمهای اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک نتوانستند اراده ملت ایران را در هم بشکنند، جنگ روانی، برچسبزنی و عملیات رسانهای بهعنوان آخرین گزینه روی میز قرار گرفت.
تروریستی خواندن سپاه، در واقع تلاشی برای مخدوشسازی یک واقعیت روشن است؛ واقعیتی که نشان میدهد امنیت امروز منطقه، بیش از هر چیز، مرهون ایستادگی نیروهایی است که دشمن آنها را هدف حمله سیاسی خود قرار داده است. این اقدام نه نشانه اقتدار، بلکه علامت آشکار سردرگمی و استیصال سیاستگذاران آمریکایی در برابر واقعیتهای نوین منطقه غرب آسیاست؛ واقعیتی که در آن، سپاه پاسداران بهعنوان یکی از مؤثرترین بازیگران امنیتساز، نقش تعیینکنندهای در معادلات آینده ایفا میکند.
سپاه پاسداران، بهعنوان بازوی دفاعی و امنیتی انقلاب اسلامی، همواره در خط مقدم مقابله با تروریسم تکفیری و دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران ایستاده و نقش بیبدیل این نهاد در شکست پروژه خلافت داعش و تثبیت ثبات در عراق و سوریه، مورد تأیید بسیاری از تحلیلگران مستقل و حتی مقامات امنیتی کشورهای منطقه است، بنابراین، تروریستی خواندن سپاه، تلاشی برای بازنویسی تاریخ و قلب واقعیتهایی است که در میدان نبرد به ثبت رسیده است.
این اقدام نمادین، در بستری از ناتوانی غرب در مهار تأثیرگذاری منطقهای ایران و مقاومت در برابر هژمونی یکجانبه شکل گرفته است. درحالیکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عملیاتهای میدانی و استراتژیهای دفاعی خود، امنیت مرزهای ایران را تضمین و بهعنوان سدی در برابر گسترش تروریسم بینالمللی عمل کرده، واشنگتن با توسل به برچسبزنیهای سیاسی، تلاش میکند تا مشروعیت و نقش این نهاد را در اذهان عمومی مخدوش سازد.
اما تاریخ و واقعیتهای میدانی، روایتی متفاوت را ارائه میدهند؛ از نقش کلیدی سپاه در آموزش و تجهیز نیروهای مردمی عراق و سوریه برای مقابله با داعش تا عملیاتهای مستقیم که منجر به آزادسازی شهرهای کلیدی و نابودی ساختارهای تروریستی شد. این عملکرد، نهتنها از سوی مردم منطقه، بلکه از سوی بسیاری از ناظران بیطرف بینالمللی نیز به رسمیت شناخته شده است.
بر این اساس، تروریستی خواندن سپاه را باید در چارچوب جنگ روایتها و نبرد ادراکی تفسیر کرد؛ جنگی که در آن، طرفی که از تغییر معادلات واقعی ناتوان است، به تحریف واقعیتها و جعل تاریخ متوسل میشود. این برچسبزنی، نهتنها تأثیری در اراده و توان عملیاتی سپاه نخواهد داشت، بلکه بهعنوان نشانهای از ضعف استراتژیک و درماندگی سیاسی طرف مقابل، در حافظه تاریخی منطقه ثبت خواهد شد.
این اقدام بیش از آنکه تهدیدی برای سپاه باشد، فرصتی است برای افشای دوگانگیهای سیاست خارجی برخی قدرتها و یادآوری این واقعیت که امنیت و استقلال ایران، با اراده ملت و توان دفاعی نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی گره خورده است؛ ارادهای که نه با برچسبهای سیاسی که با استقامت در میدان عمل و وفاداری به آرمانهای انقلاب، تداوم خواهد یافت. از سوی دیگر، این اقدام را باید در چارچوب «جنگ محاسباتی» دشمن تحلیل کرد؛ جنگی که هدف اصلی آن، نه تغییر واقعیتها، بلکه دستکاری در ادراکها و محاسبات جمهوری اسلامی ایران است.
در این جنگ، طرف مقابل میکوشد با افزایش فشار سیاسی، تبلیغاتی و روانی، اراده ملت ایران را دچار تردید و نظام تصمیمگیری کشور را دستخوش انفعال کند. اما تجربه بیش از چهار دهه مقاومت نشان داده است که چنین راهبردهایی نهتنها به تضعیف ایران منجر نشده، بلکه در اغلب موارد، به افزایش انسجام داخلی، ارتقای بازدارندگی دفاعی و تقویت جایگاه منطقهای جمهوری اسلامی انجامیده است.
تروریستی خواندن سپاه پاسداران نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اقدامی که بیش از آنکه نشانه قدرت دشمن باشد، نماد درماندگی، عصبانیت و بنبست راهبردی او در برابر ساختار مستحکم امنیتی و نفوذ منطقهای ایران به شمار میرود. واقعیت آن است که سپاه، امروز نه یک نهاد قابلحذف یا مهار، بلکه یک مؤلفه تثبیتشده در معادلات امنیتی منطقه است؛ مؤلفهای که با برچسبسازی و فهرستنویسی، نه تضعیف میشود و نه از مسیر مأموریت تاریخی خود بازمیماند.
این برچسبزنی سیاسی، بیش از هر چیز، مسئولیتپذیری، هوشیاری و کنش فعال دستگاه دیپلماسی و نهادهای امنیت ملی ایران را طلب میکند؛ پاسخی هوشمندانه، متناسب و چندساحتی که نه در سطح واکنشهای صرفاً کلامی، بلکه در مسیر تقویت هرچه بیشتر توان دفاعی و بازدارندگی، تعمیق همکاریهای امنیتی و راهبردی منطقهای، پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی و روشنگری مستمر افکار عمومی جهانی تعریف شود.
انتهای پیام/























