به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طنین البرز، صدیقه صباغیان، به مناسبت سالروز شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، در یادداشتی آورده است: 13 دیماه که میرسد، گویی زمان از حرکت بازمیایستد؛ عقربهها محتاطتر میچرخند و ثانیهها با احترام قدم برمیدارند. هوا بوی دلتنگی میگیرد و دلها، بیآنکه قراری داشته باشند، به تپشی عمیقتر میافتند.
انگار جهان هنوز نتوانسته غیبت مردی از جنس اخلاص، شجاعت و ایمان را هضم کند، مردی که رفتنش، نه یک پایان، بلکه آغاز فصلی تازه در تاریخ مقاومت شد. 13 دی فقط یک تاریخ در تقویم نیست بلکه روزی است که آسمان، یکی از خالصترین فرزندان زمین را در آغوش کشید. حاج قاسم سلیمانی، نامی که با شنیدنش، هم اشک میجوشد و هم غرور.
فرماندهای که هیبتش لرزه بر اندام دشمن میانداخت و لبخند آرامش، مرهم زخم های دوستان بود. مردی که میدان را خوب میشناخت، اما دلش همیشه در کنار مردم میتپید؛ با همانهایی که امنیتشان را بیهیاهو پاس داشت. حاج قاسم از جمله مردانی بود که میان عقل و عشق، مرزی نمیکشند، او در اوج صلابت، مهربان بود و در نهایت قدرت، متواضع. شبها اهل نجوا و اشک بود و روزها اهل تصمیم و اقدام.
سجادهاش بوی میدان میداد و میدانش رنگ ایمان داشت. حاج قاسم، فرمانده دلها شد، چون پیش از آن، بنده خالص خدا بود. سلیمانی را نمیشود فقط در لباس نظامی دید؛ او روایت زندهای از غیرت ایرانی و روحیه جهادی بود. از دل سادهترین زندگی برخاست، با سختیها قد کشید و در مسیر بندگی، صیقل خورد. نه به دنبال نام بود و نه تشنه دیده شدن؛ کار میکرد، میجنگید و میرفت، بیآنکه ردپایی جز امنیت و آرامش برجای بگذارد.
وقتی خبر شهادتش پیچید، بغضی سنگین بر گلوی یک ملت نشست. اشکها، اشک یک نفر نبود؛ اشک یک باور بود، اشک دلبستگی به مردی که سایهاش، احساس امنیت میآفرید. دشمن گمان کرد با خاموش کردن یک تن، چراغی را خاموش کرده است غافل از آنکه خون سلیمانی، هزاران چراغ روشن کرد. او رفت تا راه بماند و مکتبش، زندهتر از همیشه نفس بکشد.
بنابراین 13 دی همان گونه که روز غربت یک قهرمان است، روز تولد دوباره یک تفکر نیز هست. تفکری که به ما یاد داد، میشود بیادعا بزرگ بود، میشود در اوج اقتدار، خادم مردم ماند و میشود برای حق ایستاد، حتی اگر هزینهاش جان باشد. سلیمانی به ما آموخت قهرمان بودن، به فریاد و شعار نیست؛ به عمل است، به صداقت است و به ایستادن پای عهد.
امروز که نام سردار دلها را زمزمه میکنیم، فقط از گذشته نمیگوییم؛ از مسئولیتی حرف میزنیم که بر دوش ما مانده است، مسئولیت ادامه دادن راهی که با خون ترسیم شد. همه ما باور داریم که حاج قاسم زنده است؛ در دلهایی که هنوز برای عزت میتپند، در قدمهایی که هنوز در مسیر حق برداشته میشوند و در نسلی که فهمیده امنیت، بهای سنگینی دارد.
۱۳ دی میآید تا دوباره یادمان بیاورد بعضی مردان، رفتنی نیستند؛ حتی اگر پیکرشان نباشد و سلیمانی از آن دسته بود، او از میان ملت نرفت بلکه در آن تکثیر شد. او فقط یک فرمانده نظامی نبود بلکه روایتی زنده از مردانگی، غیرت، تواضع و بندگی بود. مردی که نامش با امنیت، آرامش و عزت گره خورد و خونش خطی سرخ بر نقشه مقاومت کشید.
سالروز شهادتش، فقط یادآور یک ترور ناجوانمردانه نیست؛ یادآور راهی است که او گشود، مسیری که با خون امضا شد و با ایمان ادامه پیدا کرد. حاج قاسم رفت، اما مکتبش ماند. مکتبی که به ما آموخت، میشود بیادعا قهرمان بود، میشود در اوج قدرت، خادم مردم ماند، میشود دل در گرو خدا داشت و پا در سختترین میدانها گذاشت.
و در آخر، سلام بر سلیمانی؛ همان فرماندهای که با خونش، نقشه آینده را ترسیم کرد و با نامش، تاریخ را به احترام واداشت. امروز نام سلیمانی، دیگر فقط یک نام نیست؛ یک پرچم است، مسیر و یک تعهد است. تعهد به اینکه نگذاریم خون شهید، در قاب عکسها محصور و عدالت، کرامت انسانی و استقلال، فدای مصلحتهای زودگذر شود.
انتهای پیام/




















