به گزارش پایگاه خبری طنین البرز، رضا فریدی، روانشناس بالینی و کارشناس آسیبهای اجتماعی در یادداشتی آورده است: افزایش 135 درصدی مصرف سیگار در میان زنان، تنها یک آمار تکاندهنده نیست؛ این عدد نشانه یک تغییر عمیق در الگوهای روانی و اجتماعی جامعه است.
همزمان با رشد مصرف سیگار، گسترش سریع مصرف قلیان در میان دختران و زنان جوان نیز نشان میدهد با یک روند جدی و چندلایه مواجه هستیم؛ روندی که اگر امروز بهدرستی تحلیل و مدیریت نشود، فردا هزینههای سنگینی در حوزه سلامت جسم، روان و خانواده بر جای خواهد گذاشت.
در سالهای اخیر، دخانیات برای بخشی از دختران دیگر صرفاً یک رفتار پرخطر فردی محسوب نمیشود، در برخی فضاهای اجتماعی و رسانهای، سیگار و قلیان به نماد استقلال، جسارت یا تفاوت تبدیل شدهاند. نوجوانی و جوانی، دوره شکلگیری هویت است و هر رفتاری که احساس قدرت، دیدهشدن یا تعلق به یک گروه خاص ایجاد کند، میتواند جذاب باشد.
وقتی در شبکههای اجتماعی یا برخی محصولات فرهنگی و نمایش خانگی و فیلمهای سینمایی، مصرف دخانیات در قالب یک سبک زندگی مدرن و متفاوت نمایش داده میشود، ذهن نوجوان که در حال ساختن تصویر خود است، آمادگی بیشتری برای پذیرش آن پیدا میکند.
اما در پشت این تصویرسازیها، واقعیتهای روانشناختی مهمی قرار دارد. فشارهای تحصیلی، نگرانی نسبت به آینده شغلی، چالشهای هویتی، تعارضهای خانوادگی و احساس ناامنی اجتماعی در سالهای اخیر افزایش یافته است.
مطالعات نشان میدهد شیوع اضطراب و اختلالات خلقی در میان زنان بیشتر گزارش میشود. اگر مهارتهای تنظیم هیجان، مدیریت استرس و تابآوری بهصورت جدی آموزش داده نشده باشد، فرد به سراغ راهحلهای سریع اما ناپایدار میرود.
نیکوتین یکی از همین راهحلهای موقت است؛ مادهای که در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد میکند، اما در بلندمدت وابستگی، تشدید اضطراب و افت خلق را به دنبال دارد. قلیان نیز به دلیل عادیسازی اجتماعی، خطر پنهانتری دارد و حضور گسترده آن در کافهها و دورهمیها، باعث شده مصرفش یک رفتار «معمول» تلقی شود.
بسیاری تصور میکنند قلیان کمخطرتر از سیگار است، درحالیکه جلسات طولانی مصرف قلیان میتواند حجم بالایی از دود و مواد سمی را وارد بدن کند. افزون بر این، چون قلیان معمولاً در جمع مصرف میشود، فشار همسالان نقش پررنگتری پیدا میکند و احتمال تداوم رفتار افزایش مییابد.
مسئله مهم این است که مصرف دخانیات در زنان صرفاً یک انتخاب فردی نیست و پیامدهای آن ابعاد گستردهتری دارد. وابستگی سریعتر به نیکوتین، همپوشانی با افسردگی و اضطراب، تأثیر بر سلامت باروری و بارداری و حتی الگوسازی برای نسل بعد، این موضوع را به یک مسئله اجتماعی تبدیل میکند.
هرگونه افزایش مصرف در میان دختران امروز، میتواند در آینده بر سلامت خانوادهها اثرگذار باشد. ورود سیاستگذاران به این موضوع، نشاندهنده اهمیت آن در سطح کلان است. بااینحال، تجربه جهانی نشان میدهد رویکردهای صرفاً محدودکننده یا تبلیغاتی بهتنهایی کافی نیست.
پیشگیری مؤثر نیازمند مداخلهای چندبعدی و مبتنی بر علم است. نخستین گام، آموزش مهارتهای زندگی از مدرسه تا دانشگاه است. مهارت نهگفتن، مدیریت استرس، خودآگاهی، حل مسئله و تقویت عزتنفس میتواند نوجوان را در برابر فشار همسالان و وسوسه رفتارهای پرخطر مقاومتر کند.
نوجوانی که راههای سالم تخلیه هیجان و بیان احساسات را آموخته باشد، کمتر به سمت مواد جایگزین میرود. گام دوم، توانمندسازی والدین است و رابطهای مبتنی بر گفتوگوی باز، همدلانه و بدون قضاوت، مهمترین عامل محافظتی در برابر گرایش به دخانیات به شمار میرود.
خانوادههایی که صرفاً بر کنترل و سرزنش تمرکز دارند یا برعکس، نظارت مؤثری اعمال نمیکنند، ناخواسته زمینه گرایش نوجوان به گروه همسالان را تقویت میکنند. گام سوم، توسعه خدمات مشاورهای در مدارس و دانشگاههاست. بسیاری از دخترانی که به سمت سیگار یا قلیان میروند، پیش از آن نشانههایی از اضطراب، احساس تنهایی یا افسردگی را تجربه کردهاند.
شناسایی و مداخله زودهنگام میتواند از شکلگیری وابستگی جلوگیری کند و هزینههای درمانی آینده را کاهش دهد. در کنار این اقدامات، اصلاح تصویر رسانهای مصرف دخانیات و اجرای دقیق قوانین مربوط به عرضه و فروش نیز ضروری است. اگر پیشگیری را جدی نگیریم، با نسلی مواجه خواهیم شد که علاوه بر آسیبهای جسمی، بار روانی و اجتماعی سنگینی را نیز تجربه میکند.
افزایش مصرف دخانیات در میان زنان، زنگ خطری برای سلامت روان جامعه است. بهجای نگاه قضاوتگرانه، باید به ریشههای روانی و اجتماعی آن توجه کنیم و با سرمایهگذاری در آموزش مهارتهای زندگی، حمایت روانی و تقویت نقش خانواده، از سلامت نسل امروز و فردای جامعه صیانت کنیم.
انتهای پیام/






















