به گزارش پایگاه خبری طنین البرز، پنجره جمعیتی ایران با شتاب در حال بسته شدن است. در حالی که تمرکز سیاستگذاران بر چالشهای روزانه اقتصادی است، بحران سالمندی جمعیت، آیندهای پرهزینه، کمتحرک و کمقدرت را برای ایرانِ ۱۴۵۰ تصویر میکند.
بر اساس مستندات مرکز آمار و پژوهشهای دموگرافی، نرخ باروری کل (TFR) در ایران به ۱.۶ فرزند رسیده است؛ عددی که فاصله معناداری با نرخ جایگزینی ۲.۱ فرزند دارد. این یعنی نسل حاضر، توان جایگزینی خود را ندارد و هرم سنی کشور در حال وارونه شدن است.
این اسناد نشان میدهد که اگر روند کنونی ادامه یابد، سهم جمعیت سالمند (بالای ۶۰ سال) کشور تا سال ۱۴۳۰ به بیش از ۲۰ درصد خواهد رسید. این شتاب بیسابقه در مقایسه با کشورهای توسعهیافته، ایران را وارد بحرانی میکند که فرصت کافی برای ایجاد زیرساختهای مالی، بهداشتی و اجتماعی مورد نیاز برای این حجم از سالمندان را نخواهد داشت.
فراموش نکنیم سونامی سالمندی، آرام میآید؛ اما ویرانیاش ناگهانی است، پس تنها راه برونرفت، اجرای سیاستهای حمایتی قاطع از خانواده، ایجاد اشتغال پایدار، حل ریشهای معضل مسکن و تزریق امید اجتماعی به نسل جوان است. اگر این اقدامات بهموقع صورت گیرد، هنوز فرصت داریم تا پنجره جمعیتی را کاملاً نبندیم.
پیر شدن ایران نتیجه یک عامل نیست، بلکه برآیند سه محور اصلی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است: تغییر دیدگاه به فرزندآوری/ تغییر سبک زندگی و فردگرایی و خروج سرمایه انسانی یا مهاجرت. به نظر می رسد امروزه فرزند دیگر در ساختار اقتصادی خانواده، «سرمایه و پشتوانه» دیده نمیشود، بلکه به یک «هزینه سنگین» تبدیل شده است. عوامل کلیدی مانند افزایش سن ازدواج، ناامنی شغلی و هزینه سرسامآور مسکن و تحصیل را نمی توان نادیده گرفت.
از سوی دیگر تغییرات فرهنگی و الگوبرداری از جوامع توسعهیافته، منجر به ترجیح رفاه فردی و آزادی شخصی بر تشکیل خانوادههای پرجمعیت شده است. این روند، نهاد خانواده سنتی را تضعیف کرده و تمایل به زندگی کمدغدغهتر و فردمحور را افزایش داده است.
مهاجرت نیروی جوان، ماهر و تحصیلکرده نیز نهتنها از باروری بالقوه کشور میکاهد، بلکه ضربهای مستقیم به جمعیت مولد و خلاق میزند. این خروج، حلقه بحران را تنگتر کرده و جبران نرخ زاد و ولد پایین را سختتر میکند. بنابراین سونامی سالمندی، شبیه به زلزلهای است که کانون آن در اقتصاد، اجتماع، سلامت و امنیت قرار دارد.
با کاهش نسبت جمعیت فعال (کارگر) به جمعیت غیرفعال (بازنشسته)، صندوقها ورشکست میشوند. دولت مجبور به افزایش مالیات بر بخش مولد یا کاهش شدید خدمات میشود که نهایتاً به کاهش رشد اقتصادی منجر خواهد شد.
افزایش تنهایی سالمندان نیز رشد افسردگی و اختلالات روانی در این قشر و افزایش بار بیماریهای مزمن (مانند آلزایمر و دیابت) هزینه درمان را به شدت افزایش داده و ساختار حمایتی خانواده را تضعیف میکند.
در سطح راهبردی و امنیت ملی نیز جمعیت کمتحرک و پیر، قدرت ملی را میساید زیرا جمعیت مولد و جوان، زیرساخت قدرت دفاعی، توان اقتصادی و چانهزنی بینالمللی یک ملت است و با کاهش جمعیت فعال و توان دفاعی، قدرت ملی کشور در بلندمدت کاهش مییابد و تصویر ایرانِ ۱۴۵۰، در صورت عدم مداخله جدی، یک کشور سالمند، پرهزینه و کمقدرت خواهد بود.
فراموش نکنیم «چالش جمعیت، مسئله فردا نیست؛ مسئله امروزِ ایران است.
انتهای پیام/






















