هفتم مهرماه، بیش از آنکه تقویمی برای یک روزِ کاری باشد، فرصتی است برای شنیدن صدای خاموشی که در هیاهوی آژیرها گم میشود.
شهید آیتالله رئیسی، با روحیه خستگیناپذیر و تمرکز بر عمل، الگویی از «مدیر تراز انقلاب» به جا گذاشت که نه در بند حواشی، بلکه در پی گرهگشایی از کار مردم بود؛ میراثی که امروز بیش از هر زمان دیگری در کشور احساس میشود.
مظلومیت معلمان شهیدی که عطر شهادتشان در فضای این کشور پیچید، فریاد خاموشی است که در تاریخ طنینانداز شده است.
شهادت یک خانواده 15 نفره در البرز فقط یک حمله و یک خطای جنگی نبود، این، سند یک جنایت بزرگ و دردناک است. جنایتی که دستهای مدعیان «حقوق بشر» فرمان آن را دادند.
پس از گذشت چهل روز از فراق جانسوز رهبر شهید انقلاب، نه از سنگینی این داغ کاسته شده و نه از عمق این اندوه، بلکه این فقدان، آرامآرام در جانها ریشه دوانده است.
هدف قرار دادن پروژه پل B1، تلاشی برای ضربه به «امید اجتماعی» و ایجاد اختلال در زندگی مردم با هدف شکستن اراده و استقامت آنها بوده اما این حربه نیز دچار خطای بنیادین است.
دشمن جنایتکار، در روزهای پایانی سال و در آستانه تحویل سال نو جان رادوین هفت ساله را گرفت و غم او به نماد صبر و همدلی مردم کرج تبدیل شد.
لحظه تحویل سال 1405 فرا رسید، اما امسال نوروز حال و هوای دیگری دارد و اشک، دعا و خاطره درهمآمیخته است.
آخرین پنجشنبه سال با داغ شهدا و صندلیهای خالی هفتسین، یاد مسافران بهار ابدی را زنده میکند.