به گزارش پایگاه خبری طنین البرز، مینا صدیقیان به مناسبت 7 مهر و روز آتش نشانی در یادداشتی آورده است: گاهی یک صدا میتواند همه چیز را تغییر دهد؛ صدای زنگ تلفن، صدای اعلام یک مأموریت و چند ثانیهای که برای تصمیم گرفتن باقی مانده است. در سوی دیگر این صدا، خانوادهای نگران است، انسانی گرفتار شده یا حادثهای رخ داده که آرامش یک محله، یک خیابان یا یک خانه را بر هم زده است.
اما برای آتشنشانان، این صدا پایان یک روز معمولی و آغاز یک مسئولیت بزرگ است. آنها از همان لحظهای که خبر حادثه را دریافت میکنند، میدانند باید بهجایی بروند که دیگران تلاش میکنند از آن فاصله بگیرند؛ جایی که ممکن است دود، آتش، ارتفاع، انفجار، تصادف یا خطرهای ناشناخته انتظارشان را بکشد.
در چنین لحظاتی، فرصت زیادی برای فکر کردن به ترس، خستگی یا حتی شرایط شخصی باقی نمیماند. لباس پوشیده و تجهیزات آماده میشود و خودروی آتشنشانی مسیر حادثه را در پیش میگیرد. برای آتشنشان، زمان در صحنه حادثه معنای دیگری دارد؛ چند ثانیه میتواند مسیر یک زندگی را تغییر دهد و چند دقیقه تأخیر ممکن است ابعاد یک حادثه را گستردهتر کند.
هفتم مهر، روز آتشنشانی و ایمنی، فرصتی است برای روایت مردان و زنانی که بخش مهمی از زندگی خود را در مسیر خدمت به مردم سپری میکنند؛ کسانی که شاید بسیاری از شهروندان فقط در لحظههای بحرانی نامشان را به یاد بیاورند، اما خودشان هر روز برای همان لحظههای پیشبینینشده آماده میشوند.
آتشنشان بودن تنها پوشیدن لباس مخصوص و حضور در صحنه حادثه نیست. پشت هر عملیات، ساعتها آموزش، تمرین، آمادگی جسمی و ذهنی و تجربهای قرار دارد که به مرور ساخته میشود. آتشنشان باید در شرایطی که ترس و اضطراب همه جا را فرا گرفته، آرامش خود را حفظ و مسیر درست را پیدا کند، صدای کمکخواهی را بشنود و راهی برای نجات باز کند.
برای بسیاری از مردم، آتشنشان تصویری از فردی است که با شیلنگ آب و تجهیزات وارد ساختمان در حال سوختن میشود اما واقعیت این شغل گستردهتر از این تصویر است. گاهی نجات جان یک انسان گرفتار در خودرو، کمک به فردی که در شرایط دشوار قرار گرفته، حضور در حوادث طبیعی و شهری و پیشگیری از وقوع حادثه، بخشی از مأموریتهایی است که این نیروها بر عهده دارند.
ممکن است فردی در یک ساختمان گرفتار شده، خودرویی در تصادف آسیب دیده، کودکی در شرایط خطر قرار گرفته یا حادثهای در نقطهای از شهر رخ داده باشد که نیازمند حضور فوری نیروهای امدادی است. آتشنشانان در هر یک از این موقعیتها باید متناسب با شرایط تصمیم بگیرند و از آموزشها و تجربه خود برای مدیریت حادثه استفاده کنند.
پشت هر مأموریت، داستانی از زندگی انسانها وجود دارد. داستان خانوادهای که چشمانتظار بازگشت عزیزشان است، کودکی که از ترس گریه میکند و دستی را میخواهد که او را از خطر دور کند، یا فردی که در سختترین لحظه زندگیاش، حضور یک آتشنشان را نشانهای از امید میبیند.
شاید یکی از ویژگیهای این حرفه، روبهرو شدن با لحظاتی باشد که برای بسیاری از افراد حتی تصورش هم دشوار است. آتشنشانان بارها با صحنههایی مواجه میشوند که نیازمند قدرت تصمیمگیری، صبوری و روحیهای قوی است. آنها باید بتوانند در چند دقیقه شرایط را بررسی کرده، خطرهای موجود را بشناسند و بهترین راه را برای حفظ جان انسانها انتخاب کنند.
در صحنه حادثه، تنها جان فرد گرفتار در معرض خطر نیست. آتشنشان باید همزمان به امنیت اعضای تیم، وضعیت ساختمان یا محیط، مسیر ورود و خروج و احتمال گسترش حادثه نیز توجه داشته باشد. همین موضوع باعث میشود آموزش و تمرین در این حرفه، بخشی جداییناپذیر از کار روزانه باشد.
پشت هر عملیات موفق، آمادگیهایی وجود دارد که کمتر دیده میشود. تمرینهای مداوم، بررسی تجهیزات، آموزش روشهای جدید امداد و نجات، آشنایی با شرایط مختلف و مرور تجربههای گذشته، بخشی از روزمرگی این قشر است؛ آمادگی برای حادثهای که زمان وقوعش مشخص نیست اما احتمال دارد هر لحظه به حضور آنها نیاز باشد.
تجهیزات نیز در این میان نقش مهمی دارند. لباسهای مخصوص، کلاه و تجهیزات حفاظت فردی، دستگاههای تنفسی، ابزارهای نجات، خودروهای تخصصی و دیگر امکانات، ابزارهایی هستند که آتشنشانان برای انجام مأموریتهای خود به آنها نیاز دارند اما حتی کاملترین تجهیزات نیز بدون آموزش، مهارت و نیروی انسانی آماده نمیتواند بهتنهایی مأموریت نجات را به سرانجام برساند.
شهرها روزبهروز گستردهتر میشوند و پیچیدگی زندگی شهری، اهمیت توجه به ایمنی را بیشتر کرده است. ساختمانهای بلند، افزایش جمعیت، توسعه فضاهای شهری، گسترش وسایل نقلیه و تغییر سبک زندگی، ضرورت رعایت اصول ایمنی و تقویت فرهنگ پیشگیری را بیش از گذشته نشان میدهد.
در چنین شرایطی، آتشنشانی تنها یک مجموعه برای مقابله با حوادث نیست؛ بخشی از زنجیره ایمنی شهر است. پیشگیری از حادثه، آموزش شهروندان، بررسی شرایط ایمنی ساختمانها و توجه به خطرهای احتمالی، میتواند در کاهش خسارتها نقش داشته باشد. هرچه آگاهی عمومی درباره ایمنی بیشتر باشد، بخشی از مأموریتهای دشوار پیش از وقوع حادثه قابل پیشگیری خواهد بود.
در این میان، نقش مردم نیز در کنار تلاش آتشنشانان اهمیت دارد. بسیاری از حوادث میتواند با رعایت نکات ساده ایمنی، توجه به هشدارها و آموزش درست کاهش پیدا کند. ایمنی موضوعی نیست که تنها در زمان حادثه به آن فکر کنیم، بلکه باید بخشی از رفتار روزانه ما باشد.
شناخت مسیرهای خروج اضطراری، رعایت اصول استفاده از وسایل گرمایشی و برقی، توجه به وضعیت تجهیزات گاز و برق، پرهیز از رفتارهای پرخطر و آموزش کودکان درباره نحوه برخورد با موقعیتهای اضطراری، از جمله اقداماتی است که میتواند در پیشگیری از حوادث مؤثر باشد. در کنار آن، تماس صحیح با نیروهای امدادی و ارائه اطلاعات دقیق درباره محل و نوع حادثه نیز میتواند روند امدادرسانی را سریعتر و دقیقتر کند.
با همه اینها، شاید مهمترین سرمایه آتشنشانی، نه فقط تجهیزات و امکانات، بلکه انسانهایی باشند که پشت این لباسها ایستادهاند. افرادی که مانند همه مردم زندگی شخصی، خانواده، دغدغه و خستگی دارند، اما زمانی که زنگ مأموریت به صدا درمیآید، همه چیز را کنار میگذارند تا به کمک کسی بروند که شاید هیچ شناختی از او ندارند.
پشت هر لباس آتشنشانی، انسانی قرار دارد که ممکن است پیش از آغاز شیفت، خانوادهاش را دیده باشد و بداند هر لحظه ممکن است تماس مأموریت، او را از محل کار به یکی از سختترین صحنههای شهر بکشاند. با این حال، انتخاب او در لحظه مأموریت روشن است؛ باید آماده باشد، حرکت کند و وظیفهای را که بر عهده گرفته است انجام دهد.
هفتم مهر، روزی برای قدردانی از کسانی است که شجاعت را به یک عمل روزمره تبدیل کردهاند؛ کسانی که وقتی شهر در اضطراب فرو میرود، تلاش میکنند آرامش را بازگردانند. آنها میان دود و آتش، تنها با شعلهها نمیجنگند؛ بلکه برای حفظ امید، امنیت و زندگی تلاش میکنند.
آتشنشانان شاید همیشه در قاب دوربینها دیده نشوند و شاید بسیاری از تلاشهایشان بینامونشان باقی بماند اما هر نجات، هر بازگشت آرامش به یک خانه و هر لبخندی که پس از پایان یک حادثه شکل میگیرد، بخشی از روایت خدمت آنهاست؛ روایتی از آدمهایی که در سختترین لحظهها، بهجای عقبنشینی، قدم به دل خطر میگذارند تا کسی تنها نماند.
و آدمهایی که شاید نامشان در پایان هر مأموریت جایی ثبت نشود، اما رد حضورشان در زندگی کسانی که نجات دادهاند باقی میماند. هفتم مهر فقط یادآور شغل آتشنشانان نیست، یادآور مسئولیتی مشترک است؛ اینکه ایمنی تنها وظیفه کسی نیست که در لحظه حادثه با لباس مخصوص به صحنه میرسد. بخشی از ایمنی از خانهها، محلهای کار، خیابانها و رفتارهای روزمره مردم آغاز میشود.
و شاید هر بار که صدای آژیر خودروی آتشنشانی در خیابان شنیده میشود، پشت آن صدای کوتاه و آشنا، چندین نفر در حال حرکت بهسوی حادثه باشند؛ کسانی که هنوز نمیدانند چه چیزی در انتظارشان است، اما میدانند یک نفر، جایی، به کمک آنها نیاز دارد.
انتهای پیام/






















